اندکی توضیح

نمی دونم چرا اینطوریه است؟

نمی دونم ما ایرانیا فقط اینجورییم یا .....کاشکی اینقدر عجول نبودیم...

از دوستانی که به این وبلاگ سر میزنن و لطف میکنن و کامنت (معنی فارسی جالبی برا این کلمه نیست به نظرم توضیح لغت مناسبی نیست و نظر هم کامل نیست ) میذارن ممنونم...

میدونم که از مرگ گفتن زیاد خوشایند نیست و هدفم هم این نیست اونایی که میان اینجا خوششون بیاد ...

اصلا نمی دونم چرا وبلاگها اینجوری شده که اگه به جایی نری نمیان وبلاگتو ببینن ...

بنظرم باید دلیلشو تو "علت وبلاگنویسی" پیدا کنیم...

به هر حال دوست دارم وبلاگم یه تلنگر باشه برا اونایی که دنبال کسی میگردن بهشون تلنگر بزنه...

پس خواهشمندم صبر داشته باشین  و همراهیم کنین تا به جایی بریم که برامون نوری پدیدار بشه...

به امید حق

 

/ 3 نظر / 11 بازدید
سینا

سلام احوال شما؟دوست دارم بیشترخودتون رو معرفی کنید تا اگرشدکمی باهم گپ بزنیم.باسپاس

مرگ

اوریپیئیدوس: چگونه میدانیم که زندگانی مرگ و مرگ زندگانی نباشد؟

حسن

نمک غذا کمه ولی اگر نباشه غذا خوردن نداره ....شما کل نمکدان را خالی نکن توی وبت .....مرگ بزرگترین حادثه زندگیه هر فردیه ...ولی چون بلد نیست فکر کنه ...کتاب بخونه ...می ترسه ....حتی من و شما ...یک جور یقین می خواد ........از مرگ بنویس ولی لابلای مطالبت از زندگی خوب هم بنویس .....5 مطلب از حیات محمدی بگذار ...4 تا خبر از دنیا و جهان ووو....ناگهان یک مطلب در مورد مرگ ...غافلگیرشان کن .....مثل خود مرگ ....من بعضی وقتها خدا را شاکرم که مرگ وجود داره البته عمر باسعادت جزدعاهای همیشگی منه ..99 سال خوبه....